مسبور

مترادف‌ها

آزموده، بررسی‌شده، کاویده

متضادها

ناپژوهیده، کشف‌نشده

لغت نامه دهخدا

مسبور. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبر. رجوع به سبر شود. || نیکوهیئت از اشخاص و اشیاء. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط