مزورگر
مترادفها
کلاهبردار، فریبکار، حیلهگر، متقلب
متضادها
راستگو، صادق، امانتدار
لغت نامه دهخدا
مزورگر. [ م ُزَوْ وِ گ َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از مزور +گر ) تزویرکننده. حیله کننده. تزویرگر. مزور. رجوع به مزوِّر شود.
جمله سازی با مزورگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس پس از بررسیهای طولانی موفق شد آن مزورگر حرفهای را که با جعل اسناد رسمی مردم را فریب میداد، در نهایت دستگیر کند.
💡 هیچکس نباید به وعدههای بسیار درخشان آن مزورگر اعتماد کند، زیرا او همواره با استفاده از روشهای فریبنده سعی در استثمار دیگران دارد.
💡 در پرونده قضایی اخیر مشخص شد که آن فرد مزورگر با ساختن شرکتهای صوری، مبالغ بسیار هنگفتی را از سرمایهگذاران ناآگاه به جیب خود زده است.