مزحل

لغت نامه دهخدا

مزحل. [ م َ ح َ ] ( ع اِ ) جائی که آنجا روند چون دور شوند از جائی یعنی مقصد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مقصد و جائی که چون از جائی دور شوند به آنجا روند. و گاه مصدر میباشد. یقال ان لی عنک لمزحلا ای منتدحا؛ یعنی از برای من در نزد تو وسعت و فراخی میباشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || ( مص ) دور شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ).

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز