مرنان

لغت نامه دهخدا

مرنان. [ م َ ] ( ع اِ ) تثنیه مرن. رجوع به مرن شود.
- مرناالانف؛ دو کناره بینی. ( از اقرب الموارد ).
مرنان. [ م ِ] ( ع ص ) نعت از رَنّة و رنین. رجوع به رنین شود. || قوس مرنان؛ کمان باآواز. ( از اقرب الموارد ). کمان بانگ آور. ( دهار ). || کمان. ( منتهی الارب ). کمان بلند. ( دهار ). قوس. ( اقرب الموارد ). || مرنان الفؤاد، مردمان مرده دل. ( دهار ).