لغت نامه دهخدا
مرغدان. [م ُ ] ( اِ مرکب ) مرغدانی. آشیانه مرغان. جای مرغ. خانه ای که برای نگاهداری مرغ کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || کنایه از خانه یا وثاقی کوچک و بد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به مرغدانی شود.
مرغدان. [م ُ ] ( اِ مرکب ) مرغدانی. آشیانه مرغان. جای مرغ. خانه ای که برای نگاهداری مرغ کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || کنایه از خانه یا وثاقی کوچک و بد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به مرغدانی شود.