لغت نامه دهخدا
مرثات. [ م َ ] ( ع مص، اِمص ) مرده ستائی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مرثاة. رجوع به مرثاة شود.
مرثاة. [ م َ ] ( ع مص ) رثی. رثاء. رثایة. مرثیة. بر مرده گریستن و محاسن او را برشمردن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رثاء و مرثیة شود.