مرثات

لغت نامه دهخدا

مرثات. [ م َ ] ( ع مص، اِمص ) مرده ستائی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مرثاة. رجوع به مرثاة شود.
مرثاة. [ م َ ] ( ع مص ) رثی. رثاء. رثایة. مرثیة. بر مرده گریستن و محاسن او را برشمردن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رثاء و مرثیة شود.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز