مربوث

مترادف‌ها

بسته شده، محکم شده

متضادها

آزاد، گسیخته

لغت نامه دهخدا

مربوث. [ م َ ] ( ع ص ) بازداشته شده از حاجت. ( منتهی الارب ). منع کرده شده. ( ناظم الاطباء ). جلوگیری کرده شده و بازداشته شده. ( از متن اللغة ). ربیث.( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). مربّث. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط