مراوح تصویر معنی مراوح مترادفها بادبزنها، پنکهها لغت نامه دهخدا مراوح. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِرْوَحَة. ( دستورالاخوان ) ( منتهی الارب ). رجوع به مِرْوَحَة شود. فرهنگ فارسی ( اسم ) جمع مروحه. کلمات مرتبط مرافی متاریح جماهیر مراهی مسابح