مراسلت

مترادف‌ها

مکاتبه، نامه‌نگاری

لغت نامه دهخدا

مراسلت. [ م ُ س َ / س ِ ل َ ] ( ازع اِمص ) مراسلة. پیغام فرستادن. نامه فرستادن. رجوع به مراسلة شود: گفتند امیر جز از امروز ما را دیده است هرگز، گفت ندیدم، گفتند به هیچ وقت مارا با او و او را با ما مکاتبت و مراسلت بوده است گفت نبوده. ( تاریخ بیهقی ص 248 ). || ( اِ ) پیغام. نامه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مراسله شود.
مراسلة. [ م ُ س َ ل َ ] ( ع مص ) نامه و پیغام کردن با هم. ( منتهی الارب ). با کسی مکاتبت کردن و به یکدیگر پیغام فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). نامه ها و رسائل با هم رد و بدل کردن. ( از متن اللغة ). مراسله. || پیروی کردن کسی را در کارش. ( از ناظم الاطباء ): راسله فی عمله؛ تابعه، فهو رسیل. ( متن اللغة ).
- راسله الغناء؛ باراه فی ارساله، و هو رسیل. ( متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

مراسله: ملوک آفاق بمخالت دولت او مفتخر و سلاطین جهان بمراسلت حضرت او مبتهج...

جمله سازی با مراسلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران پیش از اختراع ابزارهای ارتباطی مدرن، مراسلت‌های کتبی تنها راه اصلی برای حفظ روابط دیپلماتیک میان دولت‌ها و کشورها بود.

💡 پژوهشگر برای تکمیل مستندات خود، به بررسی دقیق مراسلت‌های قدیمی و نامه‌های مکتوب موجود در آرشیوهای ملی کشور پرداخته است.

💡 دقت در مراسلت‌های اداری و رسمی می‌تواند از بروز سوءتفاهم‌های غیرضروری در جریان تعاملات میان سازمان‌های مختلف و نهادهای دولتی جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران