مجاملت کردن

مترادف‌ها

چاپلوسی، تملق، تعارف کردن

متضادها

تندی کردن، بی‌احترامی کردن

لغت نامه دهخدا

مجاملت کردن. [ م ُ م َ / م ِ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نیکویی کردن. خوشرفتاری کردن. مدارا کردن: هرگاه که دست یابند هیچ ابقا و مجاملت نکنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 538 ). و رجوع به مجاملت و مجاملة شود.

کلمات مرتبط