مجاملت کردن
مترادفها
چاپلوسی، تملق، تعارف کردن
متضادها
تندی کردن، بیاحترامی کردن
لغت نامه دهخدا
مجاملت کردن. [ م ُ م َ / م ِ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نیکویی کردن. خوشرفتاری کردن. مدارا کردن: هرگاه که دست یابند هیچ ابقا و مجاملت نکنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 538 ). و رجوع به مجاملت و مجاملة شود.
جمله سازی با مجاملت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محیطهای کاری حرفهای، گاهی لازم است برای حفظ روابط دوستانه با همکاران، از سیاست مجاملت کردن و رعایت ادب در گفتار استفاده کرد.
💡 او همیشه سعی میکند با مجاملت کردن اطرافیان خود، محیطی آرام و مثبت در خانه ایجاد کند تا از تنشهای احتمالی جلوگیری نماید.
💡 برخی افراد تصور میکنند که مجاملت کردن بیش از حد دیگران، نشانه ضعف شخصیت است، در حالی که این کار میتواند بخشی از هوش اجتماعی باشد.