مذاله

لغت نامه دهخدا

( مذالة ) مذالة. [ م ُ ل َ ] ( ع ص ) داه و کنیز خرامان بناز، در حالی که او را خوار گیرند، و از آن است این مثل: اخیل من مذالة لانهاتهان و هی تبختر. ( منتهی الارب ). || درع مذالة؛ زره درازدامان. ذائلة. ذائل. ( از متن اللغة ).

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز