مذارع

لغت نامه دهخدا

مذارع. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ ذراع.( از متن اللغة ). رجوع به ذراع شود. || نواحی. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || قریه های بین ریف و بر. ( از اقرب الموارد ). ده های میان زمین زراعتی و دشت. ( از منتهی الارب ). مذاریع. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). مزالف. ( اقرب الموارد ). براغیل. بلاد بین ریف و بر، مانند انبار و قادسیه. ( از متن اللغة ). || ده های گرداگرد شهر که در وی کشت و باغ باشد.( منتهی الارب ). دهات کوچک گرد شهر. مذاریع. ( متن اللغة ). || خرماستان نزدیک شهر. ( منتهی الارب ). نخلستان نزدیک خانه ها. ( از اقرب الموارد ). || قوائم ستور. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). دست و پای ستور که بدان می پیماید زمین را. ( از متن اللغة ).

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز