لغت نامه دهخدا
محوطات. [ م ُ ح َوْ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ محوطة: پنج هزار نخل خرمای خستویی از ولایت حویزه نقل کرده و در محوطات خمسه مذکوره مغروس گرداند. ( مکاتبات رشیدی ص 182 ).
محوطات. [ م ُ ح َوْ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ محوطة: پنج هزار نخل خرمای خستویی از ولایت حویزه نقل کرده و در محوطات خمسه مذکوره مغروس گرداند. ( مکاتبات رشیدی ص 182 ).