محاصل
مترادفها
نتایج، محصولات
لغت نامه دهخدا
محاصل. [ م َ ص ِ ] ( ع اِ ) محصول و حاصل. || باج و خراج. || سود. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
محصول
جمله سازی با محاصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محاصل این پروژه تحقیقاتی نشان داد که استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر میتواند به طور چشمگیری هزینههای تولید برق در صنایع بزرگ را کاهش دهد.
💡 پس از چندین سال مطالعه بر روی این گونه گیاهی، محاصل نهایی پژوهشگران منجر به کشف یک ترکیب دارویی بسیار موثر و منحصربهفرد شد.
💡 با توجه به تغییرات گسترده در ساختار اقتصادی کشور، محاصل این اصلاحات ساختاری در آینده نزدیک بر قدرت خرید و سطح معیشت مردم تاثیر خواهد گذاشت.