محارز
مترادفها
مبارز، جنگجو
متضادها
صلحجو، فراری
لغت نامه دهخدا
محارز. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) حافظ و نگهبان. محارز حصن، حاکم قلعه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حافظ و نگهبان
مبارز، جنگجو
صلحجو، فراری
محارز. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) حافظ و نگهبان. محارز حصن، حاکم قلعه. ( ناظم الاطباء ).
حافظ و نگهبان