مجموعیت
مترادفها
کل، تمامیت، کلّیت، مجموع
متضادها
تکبودگی، انفراد، جزئیت
لغت نامه دهخدا
مجموعیت. [ م َ عی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مجموع بودن. حالت مجموع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجموع شود.
کل، تمامیت، کلّیت، مجموع
تکبودگی، انفراد، جزئیت
مجموعیت. [ م َ عی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مجموع بودن. حالت مجموع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجموع شود.