متولدات

مترادف‌ها

زاده‌ها، متولدان

متضادها

مرگ‌ها، فوت‌ها

لغت نامه دهخدا

متولدات. [ م ُ ت َ وَل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ متولدة: مر این متولدات را فاعل نفس نیست. ( جامعالحکمتین ). || نزد اهل رمل چهار اشکال را گویند که در خانه نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم باشند. ( کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1471 ).

جمله سازی با متولدات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده توسط سازمان آمار، میزان متولدات در سال گذشته نسبت به ده سال گذشته کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد.

💡 دولت برای مقابله با کاهش جمعیت، برنامه‌های حمایتی جدیدی را برای خانواده‌هایی که تعداد متولدات بیشتری دارند، در دستور کار قرار داده است.

💡 تحلیل روند متولدات در مناطق مختلف کشور نشان می‌دهد که تمرکز جمعیت در کلان‌شهرها باعث ایجاد عدم تعادل در توزیع جمعیتی شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران