متوضاء

لغت نامه دهخدا

متوضاء. [ م ُ ت َ وَض ْ ض َءْ ] ( ع اِ ) محلی که درآن قبل از نماز شستشو میکنند و دست نماز می گیرند. ( ناظم الاطباء ). جای وضو گرفتن و دست و روی شستن: بر دیوار جنوبی ( مسجد ) دری است و آنجا متوضاء است. ( سفرنامه ناصرخسرو ص 37 ). || آبخانه.( مهذب الاسماء ). جای لازم. کنار آب و فرناک و پای خانه. ( ناظم الاطباء ). کنایه از مستراح. حاجتگاه. مبال. آب خانه. سرحاض. ادب خانه. خلاء. بیت التخلیه. آبشتنگاه. آبشتنگه. طهارت خانه. آبریز. بیت الخلاء. مبرز. بیت الفراغ. جایی. سرآب. تشتخانه. حاجت خانه: مملکت از دست سلیمان چهل روز برفت و سبب آن بود که چون بمتوضاء شدی انگشتر را از دست بیرون کرد. ( قصص الانبیاء چ شهشهانی ص 168 ).

جمله سازی با متوضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرد متوضاء با آمادگی روحی و جسمی کامل، برای انجام نماز ایستاده و با تمرکز بسیار بالا به خواندن آیات قرآن می‌پردازد.

💡 در فرهنگ اسلامی، فرد متوضاء با حفظ طهارت و پاکی خود، آماده است تا در حضور خداوند با وقار و آرامش به عبادت بپردازد.

💡 وقتی او به عنوان یک شخص متوضاء وارد مسجد شد، همه با احترام به حضور او نگریستند که نشان‌دهنده اهمیت حفظ طهارت در عبادات است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران