متناصح
مترادفها
نصیحتکننده، پنددهنده
لغت نامه دهخدا
متناصح. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) یکدیگر را پنددهنده و نصیحت کننده. ( ناظم الاطباء ). متقابلاً یکدیگر را نصیحت کننده. ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
پند دهنده همدیگر را
نصیحتکننده، پنددهنده
متناصح. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) یکدیگر را پنددهنده و نصیحت کننده. ( ناظم الاطباء ). متقابلاً یکدیگر را نصیحت کننده. ( از فرهنگ جانسون ).
پند دهنده همدیگر را