متنادی
مترادفها
صدا زننده، فراخواننده
لغت نامه دهخدا
متنادی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) همدیگر را خواننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). همدیگر را خواننده و طلبنده. ( ناظم الاطباء ). || فراهم آمده و با هم در انجمن نشسته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تنادی شود.
جمله سازی با متنادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در میان جمعیت، مانند یک متنادی با صدای بلند نام دوست قدیمی خود را صدا میزد تا او را از میان شلوغی پیدا کند.
💡 در آن مراسم مذهبی، متنادی با لحنی سوزناک و با سوز و گداز، پیامهای اخلاقی و معنوی را برای شنوندگان و حاضران در مجلس بازگو میکرد.
💡 شاعر در این اثر، مانند یک متنادی است که با کلمات خود، وجدانهای خفته مردم را بیدار کرده و آنها را به اصلاح رفتار خود فرا میخواند.