متمنطق
مترادفها
منطقی، عقلانی، استدلالکننده
متضادها
غیرمنطقی، بیمنطق، مهمل
لغت نامه دهخدا
متمنطق. [ م ُ ت َ م َ طِ ] ( ع ص ) کمر بسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تمنطق شود.
منطقی، عقلانی، استدلالکننده
غیرمنطقی، بیمنطق، مهمل
متمنطق. [ م ُ ت َ م َ طِ ] ( ع ص ) کمر بسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تمنطق شود.