متمنطق
مترادفها
منطقی، عقلانی، استدلالکننده
متضادها
غیرمنطقی، بیمنطق، مهمل
لغت نامه دهخدا
متمنطق. [ م ُ ت َ م َ طِ ] ( ع ص ) کمر بسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تمنطق شود.
جمله سازی با متمنطق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در تمام بحثهای خود بسیار متمنطق رفتار میکند و سعی دارد با استفاده از استدلالهای علمی و دقیق، نظر خود را به دیگران اثبات نماید.
💡 یک دانشمند بزرگ همیشه باید متمنطق فکر کند و از پذیرش فرضیات بدون شواهد محکم و مدارک علمی کافی در تحقیقات خود به شدت خودداری نماید.
💡 برخلاف بسیاری از افراد که احساسات خود را برتری میدهند، او همیشه متمنطق و با آرامش به بررسی مسائل پیچیده و دشوار زندگی روزمره میپردازد.