متلوث

مترادف‌ها

آلوده، ناپاک

متضادها

پاک، خالص

لغت نامه دهخدا

متلوث. [ م ُ ت َ ل َوْ وِ ] ( ع ص )آلوده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آلوده و چرکین و ناپاک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تلوث شود.

جمله سازی با متلوث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آب‌های زیرزمینی در این منطقه به دلیل نشت مواد شیمیایی از کارخانه‌ها کاملاً متلوث شده‌اند و استفاده از آن‌ها برای شرب غیرممکن است.

💡 نمونه‌های خون بیمار به دلیل متلوث شدن در حین جابجایی، دیگر برای تشخیص دقیق بیماری‌های عفونی در آزمایشگاه‌های معتبر قابل استفاده و معتبر نیستند.

💡 محیط‌های زیست‌محیطی که به شدت متلوث شده‌اند، نیاز به برنامه‌های اصلاحی گسترده و مداخله دولت‌ها برای بازگرداندن تعادل به اکوسیستم‌های طبیعی دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران