متلهی

لغت نامه دهخدا

متلهی. [ م ُ ت َ ل َهَْ هی ] ( ع ص ) بازی کننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلهی شود. || خود را مشغول کننده به چیزی. ( ناظم الاطباء ). || بازی دوست. || فراموشکار و غافل. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با متلهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او را نباید با این مسائل کوچک متلهی کرد، زیرا باید تمام تمرکز خود را بر روی وظایف اصلی قرار دهد.

💡 در آن مهمانی پرزرق‌وبرق، بسیاری از افراد تنها به دنبال بازی و سرگرمی بودند تا از واقعیت‌های سخت زندگی متلهی شوند.

💡 نباید اجازه داد وسوسه‌های گذرا و مسائل پیش‌پاافتاده، ذهن انسان را از مسیر اصلی رسیدن به سعادت و خوشبختی متلهی سازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران