متلازق

مترادف‌ها

چسبیده، وابسته، ناگسستنی، متصل

متضادها

جدا، مجزا

لغت نامه دهخدا

متلازق. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص )پیوسته و متصل. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران