متقعر

متضادها

محدب

لغت نامه دهخدا

متقعر. [ م ُ ت َ ق َع ْ ع ِ ] ( ع ص ) آن که دور شود در سخن. ( محمودبن عمر، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). متعمق. ( یادداشت ایضاً ). || از اقصای دهن سخن گوینده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || چاه عمیق. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

جمله سازی با متقعر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طراحی سیستم‌های نوری پیشرفته، استفاده از آینه متقعر برای تمرکز پرتوهای نور بر یک نقطه مشخص، یکی از اصول بسیار حیاتی و کاربردی است.

💡 مهندس معمار برای ایجاد جلوه‌ای زیبا در سقف تالار، از یک طرح متقعر و منحنی استفاده کرد که باعث پخش شدن بهتر نور در فضا می‌شود.

💡 منحنی‌های متقعر در نمودارهای اقتصادی نشان‌دهنده کاهش نرخ رشد در بازه‌های زمانی مشخص هستند که نیاز به تحلیل دقیق و بررسی‌های بیشتر دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران