متغمر
مترادفها
غرق شده، پوشیده شده
متضادها
تهی، خشک
لغت نامه دهخدا
متغمر. [ م ُ ت َ غ َم ْ م ِ ] ( ع ص ) رنگ شده با زعفران. ( از تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ).
غرق شده، پوشیده شده
تهی، خشک
متغمر. [ م ُ ت َ غ َم ْ م ِ ] ( ع ص ) رنگ شده با زعفران. ( از تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ).