متعلقین
مترادفها
وابستگان، پیروان
متضادها
مستقل
لغت نامه دهخدا
متعلقین. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ متعلق در حالت نصبی و جری. رجوع به متعلق و تعلق شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع متعلق در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
وابستگان، پیروان
مستقل
متعلقین. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ متعلق در حالت نصبی و جری. رجوع به متعلق و تعلق شود.
( اسم ) جمع متعلق در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).