متعزب
مترادفها
مجرد، تنها
متضادها
متاهل
لغت نامه دهخدا
متعزب. [ م ُ ت َ ع َزْ زِ ] ( ع ص ) ترک نماینده نکاح را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ناکدخدا و ترک کننده نکاح. ( ناظم الاطباء ).
مجرد، تنها
متاهل
متعزب. [ م ُ ت َ ع َزْ زِ ] ( ع ص ) ترک نماینده نکاح را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ناکدخدا و ترک کننده نکاح. ( ناظم الاطباء ).