متعرب
مترادفها
عربیشده
لغت نامه دهخدا
متعرب. [ م ُ ت َ ع َرْ رِ ] ( ع ص ) در تازیان درآینده و مانا به ایشان شونده و تازی غیرخالص و غیربیابانی شونده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خویشتن را به عرب مانند کننده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعرب شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ عَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) خود را به عرب مانند کننده، ج متعربین.
جمله سازی با متعرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول تاریخ طولانی منطقه، بسیاری از جوامع و فرهنگها تحت تأثیر گسترده فرهنگ عرب، به موجوداتی متعرب تبدیل شده و هویت خود را تغییر دادند.
💡 برخی از اصطلاحات و کلمات در گویشهای محلی، به دلیل قرنها تعامل فرهنگی، کاملاً متعرب شده و ریشههای اصلی خود را از دست دادهاند.
💡 تحلیلهای تاریخی نشان میدهد که چگونه ساختارهای اجتماعی در برخی مناطق پس از فتوحات، به شکلی کاملاً متعرب و هماهنگ با سنتهای جدید درآمدند.