مترحم
مترادفها
مهربان، بخشنده، دلسوز
متضادها
بیرحم، سنگدل، قسیالقلب
لغت نامه دهخدا
مترحم. [ م ُ ت َ رَح ْ ح ِ ] ( ع ص ) مهربانی نماینده. ( آنندراج ). مهربان و شفیق و بارحم و نرم دل و دلسوز. ( ناظم الاطباء ). || رحمت فرستنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترحم شود.