متذیله
مترادفها
هتاک، بدزبان، بدگو
متضادها
شریف، والا، بزرگ، محترم
لغت نامه دهخدا
( متذیلة ) متذیلة. [ م ُ ت َ ذَی ْ ی َ ل َ ] ( ع ص ) زمین اندک باران رسیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تذیل شود.
هتاک، بدزبان، بدگو
شریف، والا، بزرگ، محترم
( متذیلة ) متذیلة. [ م ُ ت َ ذَی ْ ی َ ل َ ] ( ع ص ) زمین اندک باران رسیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تذیل شود.