متخوف
مترادفها
ترسیده، بیمناک، هراسان
متضادها
بیباک، جسور، شجاع، بیپروا
لغت نامه دهخدا
متخوف. [ م ُ ت َ خ َوْ وِ ] ( ع ص ) ترسیده و متأثرشده از ترس. || کم کننده و کاهنده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخوف شود.
ترسیده، بیمناک، هراسان
بیباک، جسور، شجاع، بیپروا
متخوف. [ م ُ ت َ خ َوْ وِ ] ( ع ص ) ترسیده و متأثرشده از ترس. || کم کننده و کاهنده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخوف شود.