متحصنه

متضادها

بی‌دفاع، آسیب‌پذیر، بی‌حفاظ

لغت نامه دهخدا

( متحصنة ) متحصنة. [ م ُ ت َ ح َص ْ ص ِ ن َ ] ( ع ص ) زن پاکدامن و پارسا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به متحصن شود.

جمله سازی با متحصنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیروهای ارتش در مواجهه با هجوم دشمن، در پناهگاه‌های متحصنه و سنگرهای دفاعی مستحکم، برای حفظ امنیت مرزها آماده نبرد شدند.

💡 قلعه قدیمی که بر فراز کوه قرار داشت، با دیوارهایی متحصنه و برج‌های بلند، در برابر تمام حملات دشمن به خوبی ایستادگی می‌کرد.

💡 گروه‌های شورشی با استفاده از ساختمان‌های متحصنه در دل شهر، تلاش می‌کردند تا از خود در برابر عملیات‌های نظامی جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران