متحاسب
مترادفها
حسابرس، حسابگر
لغت نامه دهخدا
متحاسب. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) با یکدیگر حساب کننده. ( آنندراج ). مشغول به حساب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مُ تَ س ) [ ع. ] (اِفا. ) با یکدیگر حساب کننده. ج. متحاسبین.
ویکی واژه
با یکدیگر حساب کننده.
متحاسبین.