متحابط

مترادف‌ها

دوست، مهربان، با محبت

متضادها

دوست، متحد، صلح‌آمیز، موافق

لغت نامه دهخدا

متحابط. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) از بین رونده و باطل شونده: اصحاب ابوهاشم گویند مثل به مثل متحابط شود. ( فصول خواجه نصیر، از فرهنگ فارسی معین ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران