لغت نامه دهخدا
متحابط. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) از بین رونده و باطل شونده: اصحاب ابوهاشم گویند مثل به مثل متحابط شود. ( فصول خواجه نصیر، از فرهنگ فارسی معین ).
متحابط. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) از بین رونده و باطل شونده: اصحاب ابوهاشم گویند مثل به مثل متحابط شود. ( فصول خواجه نصیر، از فرهنگ فارسی معین ).