متاسف گردیدن
مترادفها
پشیمان شدن، افسوس خوردن، متأسف شدن
متضادها
شاد شدن، خوشحال شدن
لغت نامه دهخدا
متأسف گردیدن. [ م ُ ت َ ءَس ْ س ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) متأسف شدن. دریغ خوردن. اندوهگین شدن: چون حدت غضب و فورت خشم تسکین یابد از امضای این عزیمت متغیر و متأسف گردد.( سندبادنامه ص 89 ). و رجوع به تأسف و متأسف شود.
فرهنگ فارسی
متاسف شدن