لغت نامه دهخدا
ماکثون. [ ک ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ماکث. ( ناظم الاطباء ): و نادوا یا مالک لیقض ِ علینا ربک قال انکم ماکثون. ( قرآن 77/43 ). و رجوع به ماکث شود.
ماکثون. [ ک ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ماکث. ( ناظم الاطباء ): و نادوا یا مالک لیقض ِ علینا ربک قال انکم ماکثون. ( قرآن 77/43 ). و رجوع به ماکث شود.
[ویکی الکتاب] معنی مَّاکِثُونَ: ماندنی ها - درنگ کنندگان
ریشه کلمه:
مکث (۷ بار)
«مَاکِثُون» از مادّه «مَکث»، در اصل به معنای توقف توأم با انتظار است، و شاید این تعبیر از سوی مالک دوزخ، یک نوع استهزاء است همانطور که گاه شخص غیرمستحق تقاضای چیزی می کند می گوئیم منتظر باش!.