لغت نامه دهخدا
مصلحات. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مصلحة. داروها که زیان داروی دیگر دفع کنند: چنانکه مداوی حاذق در دفع امراض مذمومه محموده در مسهلات به کار دارد و باز آن را مصلحات واجب داند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). و رجوع به مُصْلِح شود.
مصلحات. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مصلحة. داروها که زیان داروی دیگر دفع کنند: چنانکه مداوی حاذق در دفع امراض مذمومه محموده در مسهلات به کار دارد و باز آن را مصلحات واجب داند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). و رجوع به مُصْلِح شود.
جمع مصلحه داروها که زیان داروی دیگر دفع کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بـدان اى عـزيـز كـه تـذكـر از مـحـبـوب و به ياد معبود بسر بردن نتيجه هاى بسيارىبـراى عـمـوم طـبـقـات دارد: امـا بـراى كـمـل و اوليـا و عـرفـا، كـه خـود آن غـايـتآمـال آنهاست و در سايه آن به وصال جمال محبوب خود رسند. هنيئالهم. و اما براى عامه ومـتـوسطين بهترين مصلحات اخلاقى و اعمالى و ظاهرى و باطنى است. انسان اگر در جميعاحـوال و پيشامدها به ياد حق تعالى باشد و خود را در پيشگاه آن ذات مقدس حاضر ببيند،البـته از امورى كه خلاف رضاى اوست خوددارى كند و نفس را از سركشى جلوگيرى كند.اين همه مصيبات و گرفتارى به دست نفس اماره و شيطان رجيم از غفلت از ياد حق و عذاب وعـقـاب اوست. غفلت از حق كدورت قلب را زياد كند و نفس و شيطان را بر انسان چيره كند ومـفـاسـد را روز افـزون كـنـد، و تـذكـر و يـادآورى از حـقدل را صـفـا دهـد و قلب را صيقلى نمايد و جلوه گاه محبوب كند، و روح را تصفيه نمايد وخـالص كـنـد و از قـيـد اسـارت نـفـس انـسـان را بـراند، و حب دنيا (را كه ) منشاء خطيئات وسـرچـشـمـه سـيـئات اسـت از دل بـيـرون كـنـد، و هـم را هـم واحـد كـنـد ودل را براى ورود صاحب منزل پاك و پاكيزه نمايد.
💡 ... و افضل از هر چيز و مقدم بر هر مقصد ومقدمه پيشرفت و راه منحصر مقامات و مدارجانسانيه، اين دو مرحله (ايتان به مصلحات وپرهيز از مضرات ) است كه اگر كسى مواظبتبه آنها كند از اهل سعادت و نجات است و مهمترين اين دو تقواى از محرمات است واهل سلوك نيز اين مقام را مقدم شمارند