مألف
مترادفها
نویسنده، پدیدآورنده
لغت نامه دهخدا
مألف. [ م َءْ ل َ ]( ع اِ ) جای الفت. ( منتهی الارب ). جای الفت و جایی که انسان بدان خو گرفته. ( ناظم الاطباء ). آنچه انسان بدان الفت گیرد. ( از اقرب الموارد ). || درخت بسیاربرگ که شکار بدان فریب شود. ( منتهی الارب ). درخت بسیاربرگ که شکار بدان خو گرفته. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
آنچه مردم به آن الفت می گیرند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه بدان انس گیرند جمع: مالف.
جای الفت