مانذرا غوراس
لغت نامه دهخدا
مانذراغوراس. [ ذَ ] ( معرب، اِ ) ماندراغوراس. مهرگیاه. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مهرگیاه شود.
فرهنگ فارسی
مهر گیاه
مانذراغوراس. [ ذَ ] ( معرب، اِ ) ماندراغوراس. مهرگیاه. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مهرگیاه شود.
مهر گیاه