لغت نامه دهخدا
مارسیرت. [ سی رَ ] ( ص مرکب ) که خوی و سیرت مار دارد. موذی:
این خیره کشی است مارسیرت
و آن زیربریست موش دندان.خاقانی.این مارسیرتان بره آیند وقت مرگ
آید بلی بره چو سرآید زمان مار.ابن یمین.
مارسیرت. [ سی رَ ] ( ص مرکب ) که خوی و سیرت مار دارد. موذی:
این خیره کشی است مارسیرت
و آن زیربریست موش دندان.خاقانی.این مارسیرتان بره آیند وقت مرگ
آید بلی بره چو سرآید زمان مار.ابن یمین.