ماتم ساختن
مترادفها
سوگواری کردن، عزاداری کردن
متضادها
شادی کردن، جشن گرفتن
لغت نامه دهخدا
ماتم ساختن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) عزاداری کردن. سوکواری کردن: امیر منوچهر سه روز بر قاعده جیل ماتم ساخت و پس از سه روز در منصب امارت نشست. ( ترجمه تاریخ یمینی چ قدیم ص 223 ).
فرهنگ فارسی
عزاداری کردن سوکواری کردن
جمله سازی با ماتم ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از شنیدن خبر ناگوار مرگ آن پیرمرد مهربان که سالها در این محله خدمت کرده بود، تمام اهالی روستا برای ادای احترام شروع به ماتم ساختن کردند.
💡 خانوادهی فقید در خانهی بزرگ خود مشغول ماتم ساختن بودند و دوستان و آشنایان برای همدردی با آنها از تمام نقاط شهر به آنجا میآمدند.
💡 در آن مراسم سوگواری بسیار غمانگیز، مردم با صدای بلند برای از دست رفتن آن قهرمان جوان شروع به ماتم ساختن و گریه و زاری کردند.