مجلس ساختن

لغت نامه دهخدا

مجلس ساختن. [ م َ ل ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مجلس ترتیب دادن. تشکیل دادن ضیافت و میهمانی: و مجلسی ساخته بودند که کس مانند آن یاد نداشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 276 ).
ز لطف طبع جز آوازه را طلب نکنی
به وقت ساختن مجلس و نهادن خوان.امیرمعزی ( از آنندراج ).نسازم مجلسی کز سایه خویش
همانا مجلس آشویی ندارم.خاقانی.و رجوع به مجلس شود.

فرهنگ فارسی

مجلس ترتیب دادن

جمله سازی با مجلس ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند ره گفتی که کار او بباید ساختن تا بود د‌ر مجلس ما روز و شب خدمتگزار

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز