لیبرتینیون

مترادف‌ها

بی‌بندوبار، آزاداندیش

لغت نامه دهخدا

لیبرتینیون. [ ب ِ ] ( اِخ ) ( اعمال رسولان 6:9 ) یهودیانی بودند که اسیر شده و از آن پس همچو غلام به روم برده شدند. سپس عدد بسیاری از ایشان آزاد گشتند، چنانکه گمان دارند چهارهزار از ایشان در سال 19 م. از روم نفی بلد شده و ایشان را در اورشلیم مجمع مخصوصی بود. اینان از جمله کسانی هستند که با استیفان شهید اول مقاومت میکردند. ( قاموس کتاب مقدس ).

جمله سازی با لیبرتینیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تحلیل‌های فلسفی قرن هجدهم، مفهوم لیبرتینیون به افرادی اشاره داشت که با سنت‌های مذهبی و اخلاقی زمان خود به شدت و به طور علنی مخالفت می‌کردند.

💡 برخی از رمان‌های کلاسیک اروپایی، زندگی یک لیبرتینیون را به تصویر می‌کشند که به دنبال لذت‌های آنی و آزادی‌های شخصی بدون هیچ محدودیت اجتماعی است.

💡 بحث‌های طولانی در مورد سبک زندگی یک لیبرتینیون در جوامع محافظه‌کار، همواره باعث ایجاد شکاف‌های فکری و اجتماعی عمیقی میان نسل‌های مختلف شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران