لک لک شدن
لغت نامه دهخدا
لک لک شدن. [ ل َ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لک های متعدد پیدا کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لکه های متعدد یافتن.
جمله سازی با لک لک شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با ریختن مقدار زیادی قهوه بر روی لباس سفید و گرانقیمت من، تمام پارچهی ابریشمی به طرز بدی لک لک شد و دیگر قابل استفاده نبود.
💡 پس از باران شدید و برخورد گل و لای به دیوارهای سفید ساختمان، نمای بیرونی خانه به شدت لک لک شد و ظاهر زیبایی نداشت.
💡 وقتی که کودک کوچک با دستهای آلوده به رنگ روغن به دیوارها دست زد، تمام بخشهای روشن اتاق به سرعت لک لک شد.