لغت نامه دهخدا
لؤلؤفکن. [ ل ُءْ ل ُءْ ف ِ ک َ] ( نف مرکب ) لؤلؤریز. مجازاً اشک ریز:
دو نرگس شدش ابر لؤلؤفکن
به باران همی شست برگ سمن.اسدی ( گرشاسبنامه ).
لؤلؤفکن. [ ل ُءْ ل ُءْ ف ِ ک َ] ( نف مرکب ) لؤلؤریز. مجازاً اشک ریز:
دو نرگس شدش ابر لؤلؤفکن
به باران همی شست برگ سمن.اسدی ( گرشاسبنامه ).