لولیده
مترادفها
پیچیده، رول شده، حلقه شده
متضادها
باز، باز شده
لغت نامه دهخدا
لولیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از لولیدن.
فرهنگ معین
(دِ ) (اِمف. ) ۱ - (عا. ) در جای خود جنبیده. ۲ - به آهستگی رفت و آمد کرده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- در جای خود جنبیده. ۲- باهستگی رفت و آمد کرده. ۳- نمو کرده ( کودک ) بطوری که تو اندرفتن.