لولیده
مترادفها
پیچیده، رول شده، حلقه شده
متضادها
باز، باز شده
لغت نامه دهخدا
لولیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از لولیدن.
فرهنگ معین
(دِ ) (اِمف. ) ۱ - (عا. ) در جای خود جنبیده. ۲ - به آهستگی رفت و آمد کرده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- در جای خود جنبیده. ۲- باهستگی رفت و آمد کرده. ۳- نمو کرده ( کودک ) بطوری که تو اندرفتن.
جمله سازی با لولیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مربی آموزش دیده بود که پس از قرار دادن طناب در آب، باید اجازه دهد که به شکل کاملاً لولیده و منظم در کف استخر قرار بگیرد.
💡 مار بزرگ و لولیده که در میان بوتههای انبوه جنگل پنهان شده بود، با حرکت آرام خود باعث ایجاد ترس و وحشت در میان طبیعتگردان شد.
💡 سیمهای برقی که به صورت لولیده و پیچ در پیچ روی زمین افتاده بودند، خطر بسیار بزرگی را برای عابرانی که از آن مسیر عبور میکردند ایجاد کردند.