لول زدن

مترادف‌ها

چرخیدن، پیچ و تاب خوردن

لغت نامه دهخدا

لول زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) لولیدن. لول خوردن. جنبیدن در جای خویش، چنانکه کرمهای خرد دراز سرخ در خشکی یا در آب. تَمَلمُل.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لول خوردن لولیدن.
لولیدن. لول خوردن

جمله سازی با لول زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چگونه بتیغی که برداشت لولی پس آنگاه با چرخ باشد برابر

💡 مدتی رفتم من لولی هوس بار در پیش و ملامتگر ز پس

💡 وی تحقیقات و آزمایشاتی در مورد مواد منفجره و راکتها نموده و طرحهایی از توپهای جنگی تک لول و چند لول ارائه می‌دهد.

💡 تیغ عرب برکنیم بر سر ترکان زنیم چون لطفت برکشد بر خط لولی رقم

💡 هین، خواب مرو که دزد و لولی دزدید کلاهت از فضولی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران