لهجم
مترادفها
هجوم آوردن، حمله کردن
لغت نامه دهخدا
لهجم. [ ل َ ج َ ] ( ع ص، اِ ) کاسه بزرگ. || راه گشاده کوفته پاسپرده. ( منتهی الارب ): طریق لهجم؛ ای مذلل. ( مهذب الاسماء ).
هجوم آوردن، حمله کردن
لهجم. [ ل َ ج َ ] ( ع ص، اِ ) کاسه بزرگ. || راه گشاده کوفته پاسپرده. ( منتهی الارب ): طریق لهجم؛ ای مذلل. ( مهذب الاسماء ).